حیرت

قاسم نعمتی

برسر نعش  گل ام بنین (س) غوغا  شد
همه گفتند:حسین بن علی(ع)  تنها شد

تاکه حیرت زده دردشت دو دستت دیدم
گفتم ازیوسف  من  یک  اثری  پیدا شد

صوت ادرکنی تو گم شده در هلهله  ها
این چه شوریست که درلشگریان برپاشد

تا که دیدم بدنت را  کمرم  درد  گرفت
خیزازجا و ببین پشت  حسینت  تا  شد

از بلندای قدت جای دو لب باقی نیست
این همه  تیر  کجای  بدن  تو  جا  شد

با چه بغضی زده این ضربه خدا می داند
که   ز  فرق   سر تو   تا  به  ابرو  واشد

صورت  تو  اثر  از   چادر   خاکی  دارد
گوئیا سجده تو بر  قدم  زهرا (س)  شد

گوئیا لشگری از پیکر  تو  رد  شده  اند
زیر   پا   خطبه   ترویه   تو   امضا  شد

بین یک دشت تنت ریخته صاحب علمم
صحنه   قتلگهت   علقمه  نه  دریا  شد

/ 1 نظر / 39 بازدید
یوسف نعمتی

انشاالله خود حضرت عباس هر چی از خدا میخوای برات بخواد، شعرت حرف نداشت،یا علی.