بوسه

حسن لطفی

خواهم که بوسه ات زنم اما نمی شود
جایی برای بوسه که پیدا نمی شود

لب را به هم بزن و نفس زن که هیچ چیز
شیرین تر از شنیدن بابا نمی شود

این پیرمرد بی تو زمین گیر می شود
بی شانه ی تو مانده اگر پا نمی شود

هر عضو را که دیده ام از هم گشوده است
جز چشم تو که بر رخ من وا نمی شود

خشکم زده کنار تو و خنده هایشان
خواهم بلند گردم از این جا نمی شود

ای پاره پاره تن ز دل پاره پاره ام
گفتم بغل کنم بدنت را نمی شود

باید کفن به وسعت یک دشت آورم
در یک کفن که پیکر تو جا نمی شود

حجله گرفته پای تنت مادرم ببین
اشکم حریف گریه ی زهرا نمی شود

/ 4 نظر / 23 بازدید

شعر خیلی عالی بود

عباس بهادری

سلام خداوند به شما عزت عطا کند بسیار دلنشین بود

مهرداد جعفری

امام سجاد حضرت سجاد، زین العابدین ای که زینت می دهد نامت به دین ای که امشب، در شب میلاد تو میشود دلهای عالم شاد تو گرمی جانها، امام چهارمین ای قرار شیعه، زین العابدین ای عبادت در نگاهت منجلی آه ای فرزند فرزند علی شد شب میلاد، مارا شاد کن شهرمان را غرق در صلوات کن هر که پای مکتب تو سوخته ازتو عشق ومعرفت آموخته دستگیر جملۀ افتاده ها نام تو روشنگر سجاده ها سجده گاهت قبلۀ اهل یقین ای امیر عشق زین العابدین آمده میلاد تو، مولای ما روشنی بخش دل شبهای ما درشب میلادت ای نیکوسرشت روبه دل، بازاست درهای بهشت آن پری رو، وان پری زاد آمده عاشقان صلوات، سجاد آمده ای وجودت معنی دلدادگی حضرت جانها، امام سادگی گوهر شبهای در، رازو نیاز ای تمام عمر در حال نماز ای عبادت شمه ای از ذات تو صرف دین حق شده اوقات تو ای جماعت، با همان صوت جلی باز هم صلوات بر آل علی مرحبا امشب شب میلاد توست ماه شعبان است ودلها یاد توست حضرت سجاد، زین العابدین در عبادت، اولین وآخرین ماه امشب تا سحر دف می زند شیعۀ آل علی کف می زند ای تو الگوی مناجات خدا دائمآ مبهوت آیات خدا شد شب میلادت ای معنای دین عابد درگاه، زین العابدین ای بشر مسرور این آیات باش دا