زمینگیر

باید که خون گریست زمین ناله می کند
یک دشت را برای تو پُر لاله می کند

پیشانی ات نگاه مرا خیره می کند
آبی آسمان مرا تیره می کند

با مشک روی دوش به ما فکر می کنی
با دست و سر به دین خدا فکر می کنی

یا فکر می کنی که حسین است و بعد از آن
تنها، علی میان حنین است  و بعد از آن

این شام آخر است و صلیب است و بعد از آن
صد خنجر است و حنجر سیب است و بعد از آن           

باید که خون گریست زمین ناله می کند
یک دشت را برای تو پُر لاله می کند

رفتی عمو که خیمه ی مان بی عمود شد
رفتی قیام عمه، عمو جان، قعود شد

دشمن چه کرد بعد تو، خط و نشان کشید
رفتی عمو که گونه ی خیسم کبود شد

مردی که ترس نام تو را داشت، بعد تو
مردی که گوشواره ی ما را ربود شد

در قلب خسته خون تو جریان گرفته است
آغاز قصه رنگ ز پایان گرفته است

باید که خون گریست زمین ناله می کند
یک دشت را برای تو پُر لاله کی کند

/ 3 نظر / 15 بازدید

اجرتان با عشق حیدر پور زهرا نور اطهر

خیلی زیبا بود

واقعا زیبا بود من دکلمه برای مدرسه ام میخواستم انصافا دمتون گرم عالی بود