قاسم نعمتی

چه خبر از صفای عسگریین
دل گرفته برای عسگریین

چه خبر از شکوه گنبد او
از دوگلدسته های عسگریین

چه خبر از ضریح و کاشی ها
مرقد دلربای عسگریین

مانده ار سُر من رئا گویا
تلّی ی از خاک جای عسگریین

همه گریند با امام زمان
در غم روضه های عسگریین

آن بقیع و خرابی اش کم بود
شد اضافه عزای عسگریین

نه ز سرداب مانده آثاری
نه ز ایوان طلای عسگریین

می برم من شکایت این قوم
پیشگاه خدای عسگریین

روضه دارد وجب وجب خاکش
وای از کربلای عسگریین

نسل اینان ز نسل کوچه بود
شاهدم ناله های عسگریین

گربگویم میان کوچه چه شد
در بیاید صدای عسگریین

فاطمه زیر دست و پا افتاد
گریه کن ، مقتدای عسگریین

منتقم بهر انتقام بیا
یار درد آشنای عسگریین

ارسال در تاريخ یکشنبه ٩ بهمن ۱۳٩٠ توسط مدیر وبلاگ