حسین سنگری

سرگرم تماشای تو دنیا به سر نی
دنیا شده مجنون تو امّا به سر نی

از مشرق چشمان تو هفتاد و دو خورشید
تابیده شد از روی زمین تا به سر نی

حس می کنم اینجا شده بعد از تو قیامت
این گونه که محشر شده بر پا به سر نی

گیسو مفشان می رود از دست دل شهر
روییده شد همراه تو دل ها به سر نی

خشکیده لبان غزلم مثل لبانت
شک نیست که جاری شده دریا به سر نی

هر جای زمین سر زده ام کرب و بلایی ست
چشمان زمین حک شده آیا به سر نی؟

هر سال محرّم وسط ظهر دهم ها
سرگرم تماشای تو دنیا به سر نی

ارسال در تاريخ سه‌شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ توسط مدیر وبلاگ