سید محمدجواد شرافت

1

گرفتارم گرفتارم ابالفضل
گره افتاده در کارم ابالفضل
دعایی کن ، دوباره چند وقتی ست
هوای کربلا دارم ابالفضل


2
تمام کربلا در خون نشسته
نگاه خیمه ها در خون نشسته
زمین و آسمان از ناله پر شد
تن خون خدا در خون نشسته

 
3
امان از ماجرای پیکر او
امان از سرگذشت حنجر او
تنی ماند و سری بر نیزه ها رفت
بماند قصه ی انگشتر او

 
4
امان از ماجرای پیکری که...
 امان از سرگذشت حنجری که ...
امان ای دل امان ای دل امان ای ...
امان از قصه ی انگشتری که ...

ارسال در تاريخ پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ توسط مدیر وبلاگ