[قمر بنی هاشم علیه السلام-٢]

:: علی‌اکبر لطیفیان

رفتی و با رفتنت چه بر سر من رفت
هر چه توان داشتم ز پیکر من رفت

پشت و پناه یکی دو روزه‌ی من نه!
یک جبل الرحمة از برابر من رفت

نیست کمر درد من به خاطر اکبر
دردم از این است که برادر من رفت

گفتم ابولفضل هست غصّه ندارم
عیب ندارد اگر که اکبر من رفت

بس‌که بلند است هلهله به گمانم
کوفه خبر دار شد که لشکر من رفت

زود زمین خوردن من علتش این است
تیر به بال تو خورد و در پر من رفت

چشم قشنگ تو سه‌شعبه‌ی مسموم
وای چه‌ها بر تو ای برادر من رفت

خواهر من یک به یک به اهل حرم گفت
وای ابوالفضل رفت... معجر من رفت

گفت مرا هم ببر به علقمه - گفتم:
زودتر از رفتن تو مادر من رفت

رفتی با رفتن تو دست حرامی
تا بغل گوش‌واره‌ی دختر من رفت

طفل رضیع مرا رباب کفن کرد
فکر کنم دیده‌ی آب‌آور من رفت

جان حسین، روی نیزه باش مراقب
دیدی اگر سمت کوفه خواهر من رفت

ارسال در تاريخ سه‌شنبه ٢۳ آذر ۱۳۸٩ توسط مدیر وبلاگ