شهید غلامعلی رجبی

هر کی گوشش به سخن های منه
دیگه از تشنگی فریاد نزنه

هر چی یار داشته بابا فدا شده
بچه ها دیگه بابا تنها شده

بابای ما دیگه سقا نداره
رفته و برای ما آب بیاره

من از اون گوشه ی خیمه می دیدم
حرفاشو با قوم کافر شنیدم

می خواد از ماها خجالت نکشه
داره از دشمن و منت می کشه

نمی گم منت ذلت می کشه
بلکه منت هدایت می کشه

بچه ها دست بابا خونی شده
گمونم شش ماهه قربونی شده

عباشو طوری رو اصغر کشیده
گمونم خیلی خجالت کشیده

ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٠ توسط مدیر وبلاگ