[حضرت علی اکبر علیه السلام-١]

:: رضا جعفری

آئینه‌اش را آب کرد اشراق مأنوسی
آینده‌اش را گفت قدّیسی: که قدّوسی

پیش تجلّی‌اش همه موسای مدهوشند
این شعله را قابل نباشد هیچ فانوسی

در رفتنش امّید برگشتن نمی‌بینم
پشت سرت می‌گفت ظرف آب مأیوسی

پس لرزه‌های اتفاقی سخت در راه است
دارد زمین در خواب می‌بیند چه کابوسی؟

یعقوب دارد می‌دود تا گودی مقتل
آمد صدای یوسف در چاه محبوسی

از گرگ‌ها مانده به جا آثار خونینی
افتاده روی خاک‌ها پرهای طاووسی

در چهره‌اش پیدا شد آثار شکستی سخت
چین و چروک واضحی، خط‌های محسوسی

از هق‌هق‌اش جز قهقهه چیزی نمی‌بیند
دارد چه با او می‌کند فریاد معکوسی؟

لفظی که معنای عزایش را رسا باشد
پیدا نخواهد کرد ذهن هیچ قاموسی

باید مواظب باشی ای باد سحرگاهی
چون که ز هم پاشیده این جسمی که می‌بوسی

ارسال در تاريخ دوشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸٩ توسط مدیر وبلاگ