[گل‌دسته‌های امام مجتبی، حضرت قاسم علیهم السلام-٢]

:: سیّد محمدجواد شرافت

در سرخی غروب نشسته سپیده‏ات
جان بر لبم زعمر به پایان رسیده‏ات

آخر دل عموی تو را پاره‏پاره کرد
آوای ناله‏های بریده‏بریده‏ات

در بین این غبار به سوی تو آمدم
از روی ردّ خونِ به صحرا چکیده‏ات

پا می‏کشی به خاک... تنت درد می‏کند
آتش گرفته جان من ِ داغ‏دیده‏ات

خون گریه می‏کنند چرا نعل اسب‏ها؟
سخت است روضه‏ی تن در خون تپیده‏ات

بر بیت بیت پیکر تو خیره مانده‏ام
آه ای غزل! چگونه ببینم قصیده‏ات؟

باید که می‏شکفت گل زخم بر تنت
از بس خدا شبیه حسن آفریده‏ات

ارسال در تاريخ شنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٩ توسط مدیر وبلاگ