مرحوم علی اکبر خوشدل تهرانی

نه همین خون علی دامن محراب گرفت
از دل زینب بی مادر خود تاب گرفت

او نشد کشته که عدل و شرف و تقوی مرد
مرگش از دیده ی صاحب نظران خواب گرفت

تازه شد محنت بی مادری اطفالش
که فلک از سرشان سایه ی آن بابا گرفت

نوح در نوحه که طوفان مصایب برخاست
خاک را گویی که یک بار دگر آب گرفت

روی قنبر که چو گیسوی حسن بود سیاه
از غم قتل علی گونه ی مهتاب گرفت

حسنش شال عزا کرد به گردن چو حسین
آه کاین منظره جان از تن اصحاب گرفت

خوشدل از خون علی لاله و گل رنگین است
نه همین خون علی دامن محراب گرفت

ارسال در تاريخ پنجشنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٠ توسط مدیر وبلاگ