سید رضا موید

امشب کتاب عمر علی بسته می شود
مرد خدا ز دام بلا رسته می شود

دستی که بر نوازش ایتام باز بود
افسوس در میان کفن بسته می شود

احساس راحتی کند از تیغ جانگذار
از خلق روزگار ز بس بسته می شود

انکار عدل او نکند تا که هیچ کس
مهر عدالتش سر بشکسته می شود

او را نکشت تیغ جفا درد و داغ کشت
عمرش به سر ز عقده ی پیوسته می شود

آن آرزوی مرگ که بعد از بتول داشت
امشب اجابت از سر بشکسته می شود

ارسال در تاريخ پنجشنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٠ توسط مدیر وبلاگ