قاسم نعمتی

همسنگربی مثل و مانندم خدیجه
بر عشق تویک عمرپابندم خدیجه

ای در تمام عرصه هاسنگ صبورم
ای یاوردیرینه ام کوه غرورم

ای تکیه گاه شانه زخمی احمد
ای هرقدم تصدیق تو یارمحمد

شد پشت گرمی ام همیشه همت تو
ترویج دین آغاز شد با ثروت تو

سرمایه اصلی آئین پیمبر
مال حلالت بوده وشمشیر حیدر

تو اولین زن دردیار مسلمینی
منصوب حق بر نام ام المومنینی

توپابه پایم درد و محنت می کشیدی
باررسالت رابه دوشت می کشیدی

توآبروی سرزمین های مجازی
هم سفره ی من بو ده ای درعشق بازی

توحامی زحمت کش دین خدائی
تنهاپرستارمناجات حرائی

درمهربانی ووفا غوغاتو هستی
الگوی همسرداری زهراتوهستی

حالادگرگیسو سپیدوقد کمانی
درهرنوائی اشهدخود رابخوانی

دستان پرمهرتودیگرپینه بسته
گردغریبی برسر و رویت نشسته

هی پلک های بسته راوامی کنی تو
رخسار زهرا را تماشامی کنی تو

دراین دیار بی کسی جان می سپاری
سرروی خاک سرد قبرستان گذاری

تو واسطه کردی به سویم دخترت را
تا بین پیراهن بپیچم پیکرت را

برابرویت حق دررحمت گشوده
ازاسمان بهرت کنن نازل نموده

اماکجائی تاببینی نوره دیده
درکربلایک بیکری راسربریده

جزگیسوی زینب پریشان را نفهمد
هرگز کسی معنای عریان را نفهمد

ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٠ توسط مدیر وبلاگ