علی اکبر لطیفیان

تن که بیمار طبیبان شد دچارش بهتر است
دل که نذر کربلا شد بی قرارش بهتر است

بردن چیزی به دربار کریمان خوب نیست
سائل آقا شدن اصلا ندارش بهتر است

ما چرا بی چاره، آنها که حسینی نیستند
هر که شد وقف محرم روزگارش بهتر است

فاطمه با گریه اش ما را اسیر خود نمود
آری آری گریه اصلا گریه دارش بهتر است

نوکری آسوده میمیرد که بیند بعد او
در غلامی از خودش ایل و تبارش بهتر است

سن پیری بیشتر از هرچه باید گریه کرد
میوه خسته زمستان آب دارش بهتر است

روز روشن بود آقا کشته شد پس بعد از این
گریه ماه محرم آشکارش بهتر است

ارسال در تاريخ دوشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٠ توسط مدیر وبلاگ