حاج غلامرضا سازگار

دیگر دلم به سیر چمن وا نمی شود
دیگر نشاط،هم نفس ما نمی شود

حتی اگر مسیح،طبیب دلم شود
دارد جراحتی که مداوا نمی شود

موسی(ع)اگر کند گذری سوی کاظمین
دیگر روان به وادی سینا نمی شود

از زخم های سلسله چون یاد آورم
زنجیر شعله از جگرم وا نمی شود

یک تن نگفت سلسله در آن سیاه چال
درمان زخم گردن مولا نمی شود

حبس و شکنجه،قعر سیه چال و سلسله
این احترام یوسف زهرا(س)نمی شود

گویی که آن ستمگر حق ناشناس را
جز با شکنجه عقده دل وا نمی شود

معصومه(س)تسلیت که نصیب تو بعد از این
دیگر زیارت رخ بابا نمی شود

مولای من کسی است که در حبس سال ها
غافل دمی ز حی تعالی نمی شود

(میثم)هر آنچه بر سر عبد خدا رود
عبد خداست،بندۀ دنیا نمی شود

ارسال در تاريخ دوشنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩٠ توسط مدیر وبلاگ