محمود ژولیده

حور بهشت بانوی ویران نشین نبود
نور بهشت را حرمی آتشین نبود
 
روزی که دخت بانوی جنت هبوط کرد
او را به جز خیال بهشت برین نبود
 
غیر از حسین گریه ی او را  نمی شناخت
هرگز برای هیچ کسی اینچنین نبود
 
خورشید هم ز صورت زینب خبر نداشت
تا چه رسد به کوفه که یک اهل دین نبود
 
دختی که عرش ِ دامن ِ کوثر مقام داشت
هرگز مقیم گوشه ی زندان کین نبود
 
ماه از نگاه فاطمی اش زهره می گرفت
این ماه فاطمه که شکسته جبین نبود
 
هرگز کسی به کوچه قدش را ندیده است
این قد کشیده بانوی محمل نشین نبود
 
عشق حسین قافله را کوچ می دهد
بهتر از این مسافرتی در زمین نبود
 
افتاده بود نعش شهیدان بدون سر
انگشت و حرز و پیرهن شاه دین نبود
 
وقتی نگاه قافله بر نعشها فتاد
جز کعب نی تسلی صوت حزین نبود
 
چیزی نمانده بود که قالب تهی کند
زینب اگر نبود سکینه ، یقین نبود
 
زینب اگر نبود در آن خیمه سوخته
دیگر حسین را به خدا جانشین نبود
 
چشمان اهل کوفه چو دروازه باز شد
چیزی برای مقنعه جز آستین نبود

بُهت نگاه ام حبیبه شکفت و گفت
بانوی من فدای شما زینب این نبود
 
بغض صدای فاطمه بنت الحسین گفت
بالله حسین فاطمه خارج ز دین نبود
 
وقتی نوای هق هق دختر خموش شد
دیگر صدای زخمی او را طنین نبود
 
رأس بُریده جای علی خطبه خوان شده
دیگر خموش قاری نیزه نشین نبود
 
با آیه های روشن خود احتجاج کرد 
این رسم میهمانی یک بی معین نبود
 
با نا سزا ز آل علی کم نمی شود
یا رب حسین مضحکه ی مشرکین نبود
 
زیباتر از نوازش سیلی نداشتی ؟
طوفان به قدر دست شما سهمگین نبود
 
اینجا به اشک طفل عروسک نمی دهند ؟
یا از سر بُریده کسی شرمگین نبود ؟

ناموس اهل بیت کجا ، چشم شامیان
آیا کسی به فکر شب واپسین نبود ؟

زینب اگر نبود محرم عقیم بود
دیگر بساط قافله ی اربعین نبود

ارسال در تاريخ پنجشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩٠ توسط مدیر وبلاگ