یاسر حوتی

ای ابتدات نقطه پایان آسمان
وی انتهات مثل خداوند، لامکان
ممسوس ذات حضرت الله اکبری
با این حساب ، فهم کمالت نمی توان
گفتم : " چگونه مدح تو خوانم " ؟ ندا رسید
" درسجده آی و سوره توحید را بخوان "
ماصنع دستهای شما بوده ایم ؛ پس
اینگونه می شود که تو باشی خدایمان
درکعبه پا نهادی و کعبه شکاف خورد
یعنی که جای توست دل دلشکستگان

کعبه سپید رو شدو زلفش سیاه شد
هم خود به سجده آمدو هم سجده گاه شد

(مهرت به کائنات برابر نمی شود)
حب تو آینه است ـ مکدر نمی شود
مریم ـ بنفشه ـ یاس ـ اقاقی . . . خود بهشت
بی لطف دستهات ـ معطر نمی شود
گرصد هزار شیر نر بیشه های جنگ
هرگز یکی شبیه به حیدر نمی شود
حتی محمدی (ص) که خودش فخرعالم
تامرتضی(ع) نداشت ، پیمبر نمی شود
با ما کسی که سفره اش از مرتضی جداست
سوگند می خورم که برادرنمی شود

این سفره بوی عطر گل یاس می کند
با گندمی که فاطمه دستاس می کند

رمز حیات ، قبضه شمشیر مرتضاست
هفت آسمانیان ، همه تسخیر مرتضاست
قرآن ؛ زلال آینه ، تصویر ناب ؛ اوست
هر آیه آیه ؛ آینه ،تفسیر مرتضاست
جنات عدن، روضه رضوان، بهشت قرب
درسایه سار شاخه انجیر مرتضاست
اینکه خدا به دیده مردم یزرگ شد
تأثیر جاودانه تکبیر مرتضاست
صبرش شبیه ضربه خندق ستودنی ست
آری ؛ بقاء شیعه به تدبیر مرتضاست

سلطان عشق..! حضرت والا مقام ها..!
تسیلم تو ، شکوه تمام سلام ها

ای میوه رسیده باغ خدا علی
آب و غذای سفره اهل ولا علی
بدر و حنین و خیبر و خندق که جای خود
تنزیل آیه های علق در حــرا ... علی
سـّر عظیم لیله الاسراء ؛ عروج بود
من نفـْس ظاهری محمد(ص) الی. . .علی
تفسیر ناب سوره توحید ؛ می شود. . .
. . . تلخیص در عبارت یک جمله  "یـاعلـی"
با نوح و با کلیم و مسیحا و با کلیـم
هرجا تو دیده می شوی در هر کجا علی

تو درکمال مطلق و انسان کاملی
درمشکلات سخت ؛ تو حل المسائلی

چیزی شبیه رایحه ای می وزید و رفت
شبها به شانه ؛ نان و رطب می کشید و رفت
افسوس قدر و منزلتش را نداشتند
تا درجوار کوثر خود آرمید و رفت
زهرا همان علی و علی نیز فاطمه است
شکر خدا فراق به پایان رسید و رفت ...
مردی که شاهد صدمات مدینه بود
یک روز مرد ... و در سحری شد شهید رفت
گرچه کنار بسترش از مردها  پر است
اما؛ دریغ محسن خود را ندید و ... رفت

غیر از علی به عام امکان مدار نیست
خلقت بدون اسم علی استوار نیست

ارسال در تاريخ چهارشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٠ توسط مدیر وبلاگ