علی زمانیان

آن روز ازکبوتر زخمی پری نبود
خورشید فاطمه که به این لاغری نبود!

شدمثل مادرش به خدا راه رفتنش
فرقی که داشت اینکه جوان بستری نبود

آیادلیل غصه اوزهربوده؟نه
از آن شراب دردسر بدتری نبود

یک بی حیا وظرف شراب وامام بود
اما به لعل لب، لب چوب تری نبود

یک شهر دشمن ازهمه جانب ولی دگر
چشم طمع که در پی انگشتری نبود

آنجا کشنده بود که در پیش دختران
میزد یزیدچوب،و آب آوری نبود

ای کاش در مقابل چشمان خواهری
راس بریده داخل طشت زری نبود

فریاد می کشید صدای گرفته ای
بابا محاسن تو که خاکستری نبود!

وای از غروب شام غریبان که ناقه بود
اما میان جمع علی اکبری نبود

دیگر زبان روضه من لال یک کلام
من فکر می کنم خبر ازمعجری نبود...

ارسال در تاريخ یکشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩٠ توسط مدیر وبلاگ