یوسف رحیمی

در آسمان نگاهش بهشت منزل داشت
بهشت روشنی از آن همه فضائل داشت

شکوه و هیبت و حسن و ملاحتش بی مثل
عجب جمال و جلالی در آن شمایل داشت

نگاه روشن او آیه های «والفجر» و
لبش ترنم «یا ایها المزمّل» داشت

رسید صبح سپید نزول «أعطینا»
رسید و کوثری از روشنی حمایل داشت

مسیح بود و دمش جان تازه می بخشید
که زنده از نفحاتش هزارها دل داشت

دمی به ابروی پیوسته خم نمی آورد
اگر که لشکر طاغوت در مقابل داشت

اگر که سیل عداوت، چو کوه پا برجا
اگر که موج ندامت، صفای ساحل داشت

 

نشد فداش گر این نیمه جان ناقابل
به راهش آن همه جان بر کفان قابل داشت

چه کرد رو ح خدا در جهاد عشق و عقل
حکیم عاشق و دلدادگان عاقل داشت

گذاشت بر دل ما گرچه داغ هجرش را
مسیر روشن او سالکان واصل داشت

نهاد دست خدا در وجود «سیّد علی»
شکوه و هیمنه ای که «امام راحل» داشت

خدا کند که بفهمیم این سعادت را
حیات طیبه را ، نعمت ولایت را

ارسال در تاريخ شنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٠ توسط مدیر وبلاگ