سید حمیدرضا برقعی

ناگهان عطر تو پیچید در آغوش اتاقم
با سرانگشت نسیم آمده بودی به سراغم

زیر و رو کرد مرا دست نسیمی که خبر داشت
من خاموش سراپا همه خاکستر داغم

بین آغوش تو بگذار بسوزم به جهنم-
که به آتش بکشد باغ مرا چشم و چراغم

بیت در بیت بیا پیرهنم باش از آن پس
آشنا می شود آغوش تو با سبک و سیاقم

حرف چشمان تو مانند غزل های ملمع
واژه در واژه کشیده است از ایران به عراقم

ارسال در تاريخ جمعه ۱۳ خرداد ۱۳٩٠ توسط مدیر وبلاگ