در سالگرد عروج ملکوتی ایت الله بهجت

سید حسن مبارز

خبر از راه دور می آمد خاطرات گذشته ام گم شد
عصریکشنبه ناگهان قلبم ، مسجد فاطمیه ی قم شد

آسمان با تمام چشمانش در قنوت کسی معطل بود
بعد از آن انتظار طولانی نوبت گریه های مردم شد

ضجه ی عاشقان سردرگم  ـ الذین اذا اصابتهم ـ
صبر کردم اگر نمی گویم : زندگی تیره شد ، توهم  شد

کوچه در یک نگاه طوفانی زیر تابوت غصه ای می رفت
چشم باران به چشم شهر افتاد موجی از گریه در تلاطم شد

صبح روز سه شنبه ماتم را ـ رفتنت را ـ به چشم خود دیدم
این جهان بی تو خسته ، آن دنیا با توآماده ی تبسم شد ...

ارسال در تاريخ چهارشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط مدیر وبلاگ