[پابه‌پای ثانیه‌های رو به محرم-٨]

:: رحمان نوازنی

از عرش از میان حسینیه‌ی خدا
آمد صدای ناله‌ی «حیّ علی العزاء»

جمع ملائکه همه گریان شدند و بعد
گفتند تسلیت همه بر ساحت خدا

جبریل بال خدمت خود را گشود و گفت
یارب! اجازه هست شوم فرش این عزا؟

آدم زجنت آمد و ناله‌کنان نشست
در بزم استجابت بی‌قید هر دعا

او که هزار بار به گریه نشسته بود
یک «یا حسین» گفت و همان لحظه شد به پا

آری تمام رحمت خود را خدا گرفت...
گسترد بر محرم این اشک و گریه‌ها

آن‌گاه گفت: روضه بخوان «أیّها الرسول»
جانم فدای تشنه لب دشت کربلا

روضه تمام گشت ولی مادری هنوز
آید صدای گریه‌اش از بین روضه‌ها

ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٩ توسط مدیر وبلاگ