محمد مهدی سیار

گرد هم آوردند ماتم های عالم را
وقتی جدا کردند هم دم های عالم را

از عطر ِ یاسم بادهای ساحل غربی
از یاد می بردند مریم های عالم را

تا صبح بر گل برگ ِ زردش اشک خواهم ریخت
شرمنده خواهم ساخت شبنم های عالم را

انگار یک جا بر سرم آوار می کردند
تیغِ تمام ابن ملجم های عالم را

من پشت ِ پرچین ِ بهشت کوچکم دیدم
هیزم به دوشان جهنم های عالم را ...

ماهم هلالی می شد و من در طلوعی سرخ
می دیدم آغاز محرم های عالم را

ارسال در تاريخ دوشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط مدیر وبلاگ