محمد ناصری

ای شهاب سرخ رنگ آسمانی صبر کن
چند روزی بیشتر تا می توانی صبر کن

با همین احوال تنها دل خوشی من تویی
راضیم من به همین قدکمانی صبر کن

کاش می مردم نمی دیدم مسافر می شوی
تو برای این سفر خیلی جوانی صبر کن

من بدون تو فقط یک جسم بی روحم مرو
تا بمانم عشق من باید بمانی صبر کن

خوب بگو بانو که قصد کشتم را کرده ایی؟
می روی با خود مرا هم می کشانی صبر کن

این ستون تا آن ستون شاید فرج باشد، مرو
چند روزی بیشتر تا می توانی صبر کن...

ارسال در تاريخ سه‌شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط مدیر وبلاگ