رضا سماعیلی

زمین بیا ز بهاران دوباره دعوت کن
دعای چلچله را جان گل اجابت کن

کنون که سبزه لگدمال خشم پاییز است
بیا برای خدا ، سبزه را حمایت کن

عطش دوباره به دنبال آب می گردد
بیا به گوش عطش ، چشمه را تلاوت کن

شکسته بال و پر مهربان پروانه
بیا به باغ و به پروانه ها محبت کن

به چشم پنجره ها روزن امیدی نیست
بیا به سوی دل آسمان اشارت کن

در ازدحام شب بی ستاره می پوسی
بیا به شهر سحر ، با سپیده خلوت کن

چهار فصل جهان گرچه فتنه باران است
به زیر بارش این فتنه استقامت کن

حدیث عاشقی ما نمی شود کهنه
بیا حکایت این شرح بی نهایت کن

ارسال در تاريخ جمعه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط مدیر وبلاگ