مجید لشگری

دلشوره داری، زخم های پر نمک داری
زخم نهان و بی شماری از فلک داری

مشکات نوری، جنس خاک این زمین ها، نه!
فرقی مگر با حوریه یا که ملک داری؟

وقتی بهشتی زیر پایت هست ای مادر
چه احتیاجی بر خراج یک فدک داری؟!

در بین آن آتش چگونه تاب آوردی؟
با این که پر هایی شبیه شاپرک داری

آیینه ای هستی نصیب کینه ای دیرین
طائف نرفته بر تنت صد ها ترک داری

با اینکه می دانی صباحی پیش ما هستی
ذکر لب «یا لیتنی کنتُ معک» داری

مادر شما نام رشیده داشتی امّا
آخر چه آمد بر سرت که کم کمک داری...:

از درد می پیچی به خود از بس که بر رویت
مُهر مودّت، نه! رد مشت  و کتک داری
 
یک همسر مأمور صبر و خار در چشم و ...
یک یثرب پر حیله و دوز و کلک داری

باید مراعات شما و حالتان را کرد
دلشوره داری، زخم های پر نمک داری

ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط مدیر وبلاگ