احسان محسنی فر

گره ای نیست که با دست شما وا نشود
سائلی نیست که روزی خور اینجا نشود

نفسی هست اگر یمن قدم های شماست
مرده ای نیست که با نام تو احیا نشود

جلوه ای گر نکنی کوشش ما بی ثمر است
جز عنایات شما هیچ مهیا نشود

آن قدر ناله کنم تا که امانم بدهی
گر تو راضی نشوی نامه ای امضا نشود

تا در خیمه تو قبله نما می باشد
به خدا فکر دلم جنت الاعلا نشود

چون تو شاهی چه کسی این همه رعیت دارد؟
در بیت صنمی مثل تو غوغا نشود

وای اگر فاطمیه محرم مولا نشود
راضی از کار دلم حضرت زهرا نشود

ای جگر گوشه ی زهرای مدینه برگرد
تا به کی قبر گل گمشده پیدا نشود

ارسال در تاريخ شنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩٠ توسط مدیر وبلاگ