علیرضا قزوه

تو آمدی و زن به جمال خدا رسید
انسان دردمند به درک دعا رسید

تو آمدی و مهر و وفا آفریده شد
تو آمدی و نوبت عشق و حیا رسید

هاجر هرآنچه هروله کرد از پی تو کرد
آخر به حاجت تو به سعی صفا رسید

احمد (ص) اگر به عرش فرا رفت با تو رفت
مولا اگر رسید به حق با شما رسید

داغ پدر، سکوت علی (ع)، غربت حسن (ع)
شعری شد و به حنجرۀ کربلا رسید

در تلّ زینبیه غروبت طلوع کرد
با داغ تو قیامت زینب (س) فرا رسید

با محتشم به ساحل عمّان رسید اشک
داغ تو بود بار امانت به ما رسید

*
تسبیح توست رشتۀ  تعقیب واجبات
قد قامت الصلاتی و حیّ علی الصلات

 *
شب گریه های غربت مادر تمام شد
زینب (س) به گریه گفت که دیگر تمام شد

امشب اذان گریه بگوید بگو، بلال
سلمان به آه گفت: ابوذر تمام شد

طفلان تشنه هروله در اشک می کنند
ایّام تشنه کامی مادر تمام شد

آن شب حسن (ع) شکست که آرام تر ! حسین (ع)
چشم حسین(ع) گفت : برادر! تمام شد

تا صبح با تو اُستن حنّانه ضجّه زد
محراب خون گریست: که منبر تمام شد

زاینده است چشمۀ زهرایی رسول
باور مکن که سورۀ کوثر تمام  شد

باور مکن که فاطمه (س) از دست رفته است
باور مکن حماسۀ حیدر تمام شد؟

*

زهرا (س) اگر نبود حدیث کسا نبود
زینب (س) نبود و واقعۀ کربلا نبود

 *
شب آمده ست گریه کنان بر مزار تو        
دریا شکست موج زنان در کنارتو

بعد از تو چلّه چلّه علی (ع) خطبه خواند و سوخت
چرخید ذوالفقار علی بر مدارتو

زینب (س) کجاست؟ همسفر خطبه های خون
دنیا چه کرد بعد تو با یادگار تو

باران نیزه، نعش غریبانۀ حسن (ع)
آن روزگار زینب (س) و این روزگار تو

گل داد روی نیزه، سر تشنۀ حسین (ع)
تا شام و کوفه رفت دل داغدار تو

تو سوگوار زینب (س)  و زینب غریب شام   
تو سوگوار زینب  و او سوگوار تو

*
بعد از تو سهم آینه  درد و دریغ شد
دست نوازشی که کشیدند تیغ شد

ارسال در تاريخ دوشنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٠ توسط مدیر وبلاگ