وحید قاسمی

«باز این چه شورش است که در خلق عالم است»
 ماه عزای فاطمه روح مُحرم است
 
 خون گریه کن ز غم،که عقیق یمن شوی
 رخصت دهد خدا که تو هم سینه زن شوی
 
 در فاطمیه از دل و جان گریه می کنیم
 همراه با امام زمان گریه می کنیم

  در فاطمیه رنگ جگر سرخ تر شود
 آتش فشان غیرت ما شعله ور شود

 شمشیر خشم شیعه پدیدار می شود
 وقتی که حرف کوچه و دیوار می شود

  لعنت به آنکه پایگذار سقیفه شد
 لعنت به هر کسی که به ناحق خلیفه شد

 لعنت بر آنکه برتن اسلام خرقه کرد
 این قوم متحد شده را فرقه فرقه کرد

  تکفیر دشمنان علی رکن کیش ماست
 هر کس محب فاطمه شد،قوم وخویش ماست

  ما بی خیال سیلی زهرا نمی شویم
 راضی به ترک و نهی تبرا نمی شویم

 قرآن و اهل بیت نبی اصل سنت است
 هر کس جدا ز این دو شود،اهل بدعت است

 ما همکلام منکر حیدر نمی شویم
 «با قنفذ و مغیره برادر نمی شویم»

 ما از الست طایفه ای سینه خسته ایم
 ما بچه های مادر پهلو شکسته ایم

 امروز اگر که سینه و زنجیر می زنیم
 فردا به عشق فاطمه شمشیر می زنیم

 ما را نبی «قبیله ی سلمان» خطاب کرد
 روی غرور و غیرت ما هم حساب کرد

 از ما بترس،طایفه ای پر اراده ایم
 ما مثل کوه پشت علی ایستاده ایم

 از اما بترس، شیعه ی سرسخت حیدریم
 جان برکفان جبهه ی فتوای رهبریم

 از جمعه ای بترس که روز سوارهاست
 پشت سر امام زمان ذوالفقارهاست

 از جمعه ای بترس،که دنیا به کام ماست
 فرخنده روز پر ظفر انتقام ماست

 از جمعه ای بترس،که پولاد می شویم
 از هرم عشق مالک ومقداد می شویم

ارسال در تاريخ یکشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٠ توسط مدیر وبلاگ