[غدیریه-٧]

:: سیّد حمیدرضا برقعی

مولای ما نمونه‌ی دیگر نداشته‌است
اعجاز خلقت است و برابر نداشته‌است

وقت طواف دور حرم فکر می‌کنم
این خانه بی‌دلیل ترک برنداشته‌است

دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی
آیینه‌ای برای پیمبر نداشته‌است

سوگند می‌خورم که نبی شهر علم بود
شهری که جز علی در دیگر نداشته‌است

طوری ز چارچوب در قلعه کنده است
انگار قلعه هیچ زمان در نداشته‌است

یا غیر «لافتی» صفتی در خورش نبود
یا جبرِییل واژه‌ی بهتر نداشته‌است

چون روز روشن است که در جهل گم‌شده است
هر کس که ختم «نادعلی» برنداشته‌است

این شعر استعاره ندارد برای او
تقصیر من که نیست برابر نداشته‌است

ارسال در تاريخ سه‌شنبه ٢ آذر ۱۳۸٩ توسط مدیر وبلاگ